همین چند روز پیش بود که دوستی بهم گفت مادربزرگش صد تا صلوات نذر کرده بود که سالوادور (شخصیت یکی از فیلم های فارسی وان) به سلامت از بیمارستان بیاد بیرون
(گویا در یکی از قسمت ها آقا سالوادور نزدیک بود بمیره که میرسوننش بیمارستان..)
این مادر بزرگ عزیز بسیار مذهبیه و وقتی پای سریالهای فارسی وان میشینه چادر گلگلی سرشه و با تسبیح ذکر میگه.
حالا بنده از گفتن این ماجرا نمی خوام به این برسم که دشمن و غرب در هر قشری نفوذ کرده و یکسری حرفای شعاری و صد من یه غاز تحویلتون بدم... این حرفا به من ربطی نداره...
فعلا بعقیه ی ماجرا رو بگم تا بعد برسیم به نتیجه
وارد شدن ماهواره به منزل مادر بزرگ هم خودش داستان جالبیه . مادر یزرگ ِعزیزِ دوستِ عزیزِ من بسیار مخالف ورود هرگونه رسانه غیر اسلامی به منزلش بود.
پسر بیچارش که عزب بود وبا مادرش زندگی میکرد هر چی اصرار میکرد که "مادر جان ماهواره هم یه چیزیه مثل تلوزیون ، اینایی که صدا سیما میگه دروغه ،خیلی هم برنامه های خوب داره ،تازه کانالهای بدشم همه بسته است"
مادرشم میگفت: "من تو این خونه نماز میخونم ،اینجا جای این فسق و فجورها نیست. مگه من بمیرم که بذارم تو ماهواره بیاری توی این خونه.."
هر چی از پسر اصرار، از مادر انکار
تا زد و مادر بززگ یه هفته ای رفت مشهد زیارت. دایی دوستم هم از فرصت استفاده کرد و ماهواره نصب کرد گذاشت تو خونه تا مادرشو در عمل انجام شده قرار بده.
حاجی خانوم تا از مشهد برمیگرده و چشمش به ماهواره میوفته اول غر و لند میکنه . بعد که با اکراه میشینه پای ماهواره میبینه " نه همچینم بد نیستا "
یکمی که نگاه میکنه ،- مثل شیخ صنعان که تا چشمش به دختر نصرانی می افته چهل سال دل و دین و میبازه – وابسطه ماهواره میشه.
حالا این حدیث ما ایرانیاست که همه چیزو با هم ترکیب می کنیم و یه آش شلم شوربایی در میاریم.
تو همین تاریخ معاصر مون که نگاه کنی نمونه هاشو زیاد میبینی : ترکیب دو مکتب یا تفکر متضاد ، مثلا در یه برهه ای قبل انقلاب گروه کمونسیم اسلامی بوجود اومده بود1. یا مجاهدین خلق که اسلام رو با عقاید مارکس و توده قاطی پاتی کردن. اصلا چرا راه دور بریم : ترکیب جمهوری_اسلامی
البته من اینجا نمی خوام در مورد اینکه اسلام با جمهوریت تضاد دارد یا نه ، و جمع این دو در یکجا امکانپذیر هست یا نه صحبت کنم (مقالات زیادی در این ضمینه هست که می توان به آن ها مراجعه کرد. دکتر کاتوزیان مقاله ای با این عنوان داره که اول انقلاب چاپ شده )
برخی ها از این اعمال خلاقانه! به عنوان "بومی سازی" یاد میکنند. که جای بحث دارد...
هنر هایی هم در این زمینه داریم فی المثل : پشت پراید و پژو 206 صندوق میچسبونیم . "این شد بومی سازی".
از همه متداول ترش همین "چس فیل" خودمونه. اینکه چرا ما ایرانیها به "پاپ کرن" میگیم "چس فیل" ؟! شکلش شبیه باد معده ی فیله یا مزش؟ اصلا ربطش به فیل چیه؟! (الان عرض میکنم خدمتتون)
اولین مدل پاپ کرن که وارد ایران شد ساخته شرکتی اینگلیسی بود بنام چسترفیلد (chesterfield) و ما برای سهل الادا کردن کلمه ،ساده سازی و بومی سازی کردیم و گفتیم چس فیل !
(البته در تمامی زبانها تطابق سازیِ تلفظ وجود داره . ولی نه در این حد! )
در زمان رضا شاه و قاجار هم ما ایرانی ها به پترزبورگ می گفتیم " پتل پورت "
این هم از همون بومی سازی و ملی سازی ما زاده میشه.
برگردیم به حدود دو هزار سال پیش ،نه ،هزارو چهارصد سال پیش . تعدادی از مورخین و تحلیل گران تاریخ اعتقاد دارند که وقتی اسلام وارد ایران شد ،ایرانیان چون نمی توانستند با اعراب مقابله کنند و دین آنها را رد کنند پس دست به تلطیف اسلام زدند و اسلام را با عقاید زردشتی ترکیب کردند و محصول شد :شیعه گری
برای اثبات، به شباهت های تشیع و دین زردشت اشاره می کنند . مثلا :دین زردشت دوازده منجی دارد و در تشیع نیز دوازده امام داریم . و بسیاری دیگر از تشابهات...
به بیانی ،تشیع را تلاش ایرانیان برای مقابله با اعراب و دینشان(اسلام) میدانند.
تلاشی که و قتی در مقام ضعف و قعر قدرت هستی و نمی تو نی با "کل" یک مجموعه به نزاع بپردازی ،پس باید دست به اصلاح طلبی بزنی تا جزئی از این کل را تغییر بدهی.
البته عده ای از همان برخی تاریخ نگاران و تحلیلگران معتقدند که ماندن در جزئی از کل ،برای اصلاح کل مجموعه ،زیرکی نیست . چون باعث می شود به تدریج آن عقیده در شما تدوام بیابد و شما در کل مجموعه حل شوید و با آن همشکل شوید. و حتی در نسل های بعدی بستر سازی شود .
حالا از این بحث ها که بگذریم "سالوادور" حالش خوب شد یا نه ؟؟